آسیب شناسی ارتباط دوستانه

یکی از مهمترین سوالاتی که ذهن یک دختر و پسر یا زن و مرد یا دو همجنس را در یک ارتباط دوستانه عمیق مشغول می کند این است که آیا این ارتباط ادامه پیدا خواهد کرد؟ آیا این دوستی جاودانه خواهد بود؟ نکند طرف مقابل من پس از مدتی مرا رها کند و سراغ یکی دیگه برود. در پاسخ به این سوال بعضی ها بخصوص آنانکه تجربه ناکامی در دوستی های قبلی دارند (بویژه دختران و زنان) به این نتیجه می رسند که این دوستی ها موقتی است و اصلا قابل اعتماد نیست طرف مقابل ما هر کس که باشد پس از مدتی ما را رها کرده و به دنبال یکی دیگه خواهد رفت. اینها در ارتباط با پیشنهادهای جدید دوستی که از سوی جنس مخالف به آنها می شود دو استراتژی در پیش می گیرند: یکی اینکه ابتدا تصمیم می گیرند همه را رد کنند خود را در انزوای مطلق قرار می دهند. غافل از اینکه نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن را نمی توان اساسا سرکوب کرد. اینها به جای آنکه به راه حل ایجابی متوسل شوند به راه های سلبی پناه می برند. البته من گمان می کنم که این تصمیم آنها خیلی دوام نمی آورد و پس از مدتی (استراتژی دوم) به یکی که با دقت و وسواس بیشتری انتخاب شده است پناه میدهند یا پناه می برند. بعد برای اینکه تجربیات تلخ دوستی های قبلی تکرار نشود آنقدر به رفتار و گفتار طرف مقابل شک و تردید می کنند که رابطه یک جور دیگر (به علت بی اعتمادی) قطع می شود. اما آنها که کمی عاقل ترند می نشینند نقاط ضعف ارتباطات قبلی را پیدا می کنند، بعضی ها به این نتیجه می رسند که در ارتباطات و دوستی های قبلی زیادی محبت کرده اند لذا باید این دفعه کنترل شده تر عمل کنند. به اصطلاح در دوستی هایشان قطره چکانی عمل کنند. پاشنه آشیل این تصمیم آن است که یه هو یکی (غالبا از همانهایی که تجربه ناکامی قبلی ندارند) پیدا می شود و طرف مقابل را چنان غرق عشق و محبت می کند که انگار نه انگار تو هم در این میان حضور داشتی.
خب حالا من چطور فکر میکنم. ببین من معتقدم که قطع یا ادامه یک ارتباط دوستانه یا عاشقانه مشروط به نیازهایی است که در این ارتباط ارضا می شود. اگر طرفین بتوانند نیازهمدیگر را به خوبی بشناسند و آن را به شیوه ای که برای طرف مقابل ارزشمند است برطرف کنند ارتباطشان ادامه پیدا می کند. بگذار دقیقتر توضیح بدهم: یک روانشاسی هست به اسم مازلو. می گوید انسانها پنج دسته نیاز مهم دارند که به ترتیب اهمیت عبارتند از: ۱- نیازهای فیزیولوژیک و جنسی ۲- نیاز به امنیت ۳- نیاز به جلب توجه و احترام ۴- نیاز به تعلق و دوست داشتن ۵- نیاز به خودشکوفایی. در اکثر آدمها (استثناها به کنار) وضع به گونه ای است که اگر نیازهای مرتبه اول رفع نشود یا تا حدی رفع نشود به فکر ارضای نیازهای بعدی نمی افتند.
هر کسی قبل از برقراری یک ارتباط دوستانه باید بنشیند و در مورد خودش تامل کند و خودش را بشناسد. نیازها و سلسله مراتب آن را در خودش مشخص نماید. یعنی آدم باید برای چند تا سوال مهم پاسخ داشته باشد که در اینجا به آنها می پردازم اول اینکه برای من در این رابطه چه چیزی در درجه اول اهمیت قرار دارد به گونه ای که اگر آن برطرف نشود حاضر به برقراری یا ادامه ارتباط نخواهم بود؟ دوم اینکه اگر این نیاز یا انتظار من برطرف بشود آنوقت چه تصمیمی خواهم گرفت؟ انتظار مهم دیگر من چیست؟ باید یادمان باشد که همه نیازها یک آستانه اشباع دارند. سوال سوم اینکه این نیازها و انتظارات توسط چه کسی باید برطرف بشود؟ آیا این نیازها حتما باید توسط یک نفر در قالب جنس مخالف برطرف بشود. یعنی در بین اطرافیان و دوستان هم جنس ما کسی نیست که بتواند همین انتظارات ما را پاسخ بدهد؟ آیا پدر، مادر، برادر ، خواهر ، همسر و فرزندان ما این توانایی را ندارند؟ چرا من از این آدمها نام می برم ؟ آخه اینها ضریب ریسک شان خیلی پایین است (بویژه برای زنان و دختران) یعنی ناکامی در ارتباط با این افراد آسیبهای اجتماعی اش خیلی کمتر است. اگر به این نتیجه رسیدیم که باید توسط جنس مخالف پاسخ داده شود نوبت به تشخیص مصادیق می رسد. یعنی آیا آقا یا خانم الف می تواند به این نیازهای من پاسخ بگوید . اینجاست که علاوه بر خودشناسی باید دیگر شناسی ما هم قوی باشد. باید طرف مقابل را هم خوب ورانداز کنیم. عیبی ندارد شما می توانید یک سال با طرف مقابل خود ارتباط داشته باشید تا او را بشناسید. اگر اینگونه ارتباطات که به قصد شناخت طرف مقابل برقرار می شود به جدایی بیانجامد شما ضرر نخواهید کرد. چون نوع نگاه شما در این شکل از ارتباط بسیار متفاوت است با حالتی که برای برقراری یک ارتباط جاودانه وارد عمل می شوید. و اما یک نکنته بسیار مهمتر. شناخت طرف مقابل فقط به این منحصر نمی شود که او چقدر به درد شما می خورد بلکه شما به این سوال مهم هم باید پاسخ بدهید که آیا شما توانایی برطرف ساختن نیازهای او را دارید؟ آیا شما نیازهای او را می شناسید؟
آره می دونم که مطلب یه کم پیچیده شد ولی باور کنید اگر ما برای این سوالات مهم پاسخ نداشته باشیم، آسیب پذیری مان بالا خواهد بود. برگردیم به بحث خودمان.
گیرم که شما نیازهای فعلی خودتان ، توانایی های طرف مقابل ، نیازهای طرف مقابل و توانایی های خودتان را شناختید و دریافتید که یک ارتباط عالی می تواند بین شما برقرار شود. این تازه اول راه است. یعنی این شناخت فقط برای آغاز یک ارتباط لازم و کافی است ، اما برای ادامه یک ارتباط هم باید اندیشه کنیم. ببینید اگر نیازهایی که محور ارتباط ما با دیگران است برطرف شوند چه ضمانتی برای ادامه رابطه وجود دارد. یا اگر توانایی های مان برای برطرف ساختن نیازهای طرف مقابل کم بشود، چه ضمانتی برای ادامه رابطه وجود دارد ؟ پس حواس ما باید کاملا جمع باشد. باید به پویایی (دگرگون شوندگی) نیازهای طرف مقابل و خودمان و نیز توانایی ها و قابلیتهای هر دو خوب توجه کنیم و اگر برای ارتباط مان خیلی اهمیت قائل هستیم به طرف مقابل خود و نیازها و توانایی های او خوب و عمیق بیاندیشیم. حتی اگر لازم بود به او بگوییم ما چه نیازهایی داریم و از او بخواهیم به ما بگوید که او چه نیازها و انتظاراتی از ما دارد. از او بخواهیم به ما یاد بدهد که چگونه می توانیم نیازهای او را برطرف کنیم و به او یاد بدهیم که چگونه نیازهای ما را برطرف کند. حالا اگر سعی مان رو کردیم ولی طرف مقابل نتوانست باید چکار کنیم؟ هیچی اگر متاهل هستید که وای به حالتان ، بهتر است فقط به هم خانگی خود ادامه دهید. اگر بزرگوار نیستید رابطه تان را قطع کنید. اما من که هرگز این کار را نمی کنم. چون می دانم که هیچ کس کامل نیست. من افراد را در شرایط اجتماعی شان می گذارم و چون می بینم که آنها سهم کوچکی در رفتارهایشان داشته اند لذا قابل بخشش اند. از طرف دیگر چرا ما باید تمامی نیازها ، آرزوها و آمال خودمان را در یک نفر بجوییم. بیایید باور کنیم که آدمهای اطراف ما هر کدام توانایی های خاصی را دارند که تعامل با هر یک از آنها می تواند بخشی از نیازهای ما را مرتفع سازد و ما را به احساس سعادت نزدیک سازد. بیایید به جای آنکه انتظارات خود را از دیگران بالا ببریم در اندیشه افزایش توانایی های خودمان باشیم. بیایید دست از تمامیت طلبی برداریم.
اگر آدم حوصله اینجور کارها را نداشته باشد خیلی زود شکست می خورد. یا نه مدام با تکرار روشهای پیشین دنبال یه آدم خوب می گردد.

صبح جمعه ۱۳/۴/۸۲ ساعت ۸

0 پاسخ

ثبت دیدگاه

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
به ما بپیوندید !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *