آیا تنهایی بد است؟ چرا از تنهایی می ترسیم؟

داشتم کتاب اوصاف پارسایان رو می خوندم. نوشته : انسان فاعل علمی است. یعنی کارهایش را بر مبنای ادراکاتش انجام می دهد. وقتی تصمیم به کاری می گیرد تصمیم اش مسبوق به آگاهی ها و شناختهای پیشین اوست. شما وقتی می خواهید به ساختمانی وارد شوید ، اگر گمان کنید زمینش را از شیشه ساخته اند طوری وارد می شوید و اگر فکر کنید از سنگ و آجر است طوری دیگر. و همینطور نحوه مواجهه ما با تنهایی هم به همین شکل است. در بسیاری از  موارد واقعیت بیرونی اشکال ندارد. اشکال از طرز برداشت ما از واقعیت بیرونی است. انسانها معمولا در مقام شناخت و در مقام عمل کمترین التفاتی به اعوجاجات درونی خویش ندارند و گمان می کنند که در این دو مقام هر کژی و کاستی و نقصانی هست همه مربوط به عالم بیرون است. در حالی که اگر تصویر و برداشت انسان از خودش معوج باشد، هم در مقام داوری و هم در مقام عمل به اعوجاجات عدیده مبتلا خواهد شد. بنابر این برای اینکه انسان حیاتی سالم و اندیشه و عملی به دور از اعوجاج و و کاستی داشته باشد ، اولین قدم راست کردن خود و استقامت بخشیدن به نفس معوج خویش است. مبارزه با نفس برای بیرون راندن بیگانه و به استقامت آوردن خویش.مبارزه با نفس یعنی تصحیح تصویر خویشتن از خویشتن و به نبال آن تصحیح اعمالی که از این سرچشمه بر می خیزد.مبارزه با نفس یعنی تصحیح مناسبات خویشتن با جهان.در این مبارزه آدمی با خودش نمی جنگد بلکه با بیگانه ای می جنگد که در درون او نشسته است و رنگ خود به خود زده است…….. غلبه خشم و شهوت غلبه بیگانه ای است بر آدمی. پس تعارض در درون علامت نفوذ بیگانه است.

(اوصاف ارسایان، تخیص از ۲۵۹ تا ۲۶۲).

0 پاسخ

ثبت دیدگاه

مایل به ملحق شدن به بحث هستید ؟
به ما بپیوندید !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *