اصلاحات چينی

1- يكي دو سال پيش يك روز پاي صحبت آقاي دكتر رفيع پور (استاد جامعه شناسي دانشگاه شهيد بهشتي) نشسته بودم، گفت: توسعه مقيد به قالب سياسي خاصي (مثل دموكراسي، ‌سلطنتي مشروطه يا … ) نيست.
2- ديشب پاي صحبت يكي از اصلاح طلبان ناكام نشسته بودم،‌گفت رقيب اهرمهاي اصلي قدرت را در دست داشت و به همين دليل ما كاري نتوانستيم بكنيم. بعدش با لحني طنزآلود گفت آنها در اين دوره جديد براي جلب رضايت مردم دنبال اصلاحات به سبك چيني هستند.
3- فكر مي كنم مدل متبوع اصلاح طلبان براي اداره سياسي كشور تناسب لازم با ساختار واقعي قدرت را نداشت. حالا هم به جاي آنكه بگرديم و مدل بومي اش را طراحي كنيم بيشتر بدنبال بزرگنمايي ضعفهاي رقيب هستيم. احساس مي كنم برداشت دوستان اصلاح طلب از اصلاحات چيني شبيه برداشت مخالفان آقاي خاتمي از آزادي است!!! رشد اقتصادي مستمر چين همراه با آزاديهاي اجتماعي در سالهاي اخير گواه خوبي براي موفقيت الگوي چيني اصلاحات است. فراموش نكنيم رشد اقتصادي تا حدي زيادي ملازم با رشد آگاهي ها و ارتقا سطح فرهنگ است. و اين دو پيش زمينه دموكراسي هستند.
پاسخ دوستان عزيز آقای هرمز و برادر تقی
اصلاحات چينی نام ديگری برای تقدم ايده اصلاحات اقتصادی بر سیاسی است با ذکر اين نکته مهم که به باور بعضی ها احيانا اصلاحات سياسی پس از آن در کار نخواهد بود و ديکتاتوری و از اين حرفها.
هرمز عزيز من هنوز به زيربنايی بودن نيازهای فيزيولوژيک مازلو معتقد هستم. برای آدمهای گرسنه آزادی به قرص نان شبيه است (من در باره اکثريت صحبت می کنم و گرنه خوب می دانم که استثناهايی هم بر نظريه مازلو وارد است). آنچه که در دورانهای توسعه اقتصادی گذشته در کشور ما مغفول مانده است دو چيز است
۱- تلاش برای جلوگيری از پيدايش شکاف اقتصادی در جامعه .
۲- بی توجهی به توسعه فرهنگی و ارتقای سطح آگاهی عمومی.
اين دو در صورت تحقق به معنای شکل گيری طبقه متوسط جديد (با سواد و از لحاظ مالی مستقل از حکومت) است و سرآغاز شکل گيری جامعه مدنی و افزايش حضور در تشکلهای مدنی و پيگيری آزاديهای سياسی به صورت تدريجی است. من آدمهای بسياری در شمار طرفداران اصلاحات ديده ام که روحيه انقلابی (بخوانيد شورشگری) دارند لذا بايد سطح فرهنگ عمومی ارتقا پيدا کند. پاشنه آشيل توسعه سياسی فقر و بيسوادی است.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید