اصلاح درون

درس سي و سوم
آدمياني كه شب روشني ندارند، روزهايشان هم تيره خواهد بود. آنها كه با خداي خويش انس دارند و در ظلمات شب با او سخن مي گويند و نجوا مي كنند،‌رابطه روزانه شان هم روشن خواهد بود. كساني كه به آزاد كردن درون خويش نكوشيده اند، هزاران زنجير اسارت بر دست و پاي آنهاست، در بندگي زر و زور و شهوت و غضب قرار دارند، چگونه مي تواندد در بيرون آزادي را براي ديگران به ارمغان بياورند. سر نا گشوده ماندن مشكلات بشري همين است. دعوت به اصلاح از بيرون كامل و موفق نخواهد بود مگر آنكه همراه اصلاح درون باشد. …… هيچ تجربه اي به اندازه تجربه ديني و خوف و حب خداوند و اعتقاد به نظارت الهي در زمينه پيرايش درون موفق نبوده است. نظارت الهي مقوله هراس انگيزي است. نظارت الهي يعني بيرون و درون ما به يك اندازه آشكارند و هيچكس مجال مخفي شدن ندارد و لذا به همان اندازه كه بيرونمان را مي آرائيم درون را هم بايد بيارائيم و به همان اندازه كه در حضور ديگران شرم مي كنيم در خلوت هم بايد شرم بورزيم.تنها يك موجود است كه مي تواند از همه اسرار ما با خبر باشد و آن خدايي است كه كه همهه هستي ما نزد او گشاده است و تمام سطور كتاب ما را مي خواند. اين خداوند جهان را پر كرده است. ….. زيستن در چنين جهاني بخاطر چشمدار بودنش شوق انگيز است اما درست به همين دليل نيز بسيار هراس آور است. آدمي در يك چنين دنيايي به خود وانهاده نيست. همه چيزش اشكار است و هر روزش روز قيامت است. در چشم عارفان همه وقت قيامت است. …… آرامش حيواني آرامش غفلت انگيز كساني است كه كورانه در اين جهان زندگي مي كنند.. يعني قيامت آنها هنوز قائم نشده است. مگر ممكن است كسي قيامتش قائم شود و چشمان نگران در و ديوار اين جهان را ببيند و باز هم حيوان صفتانه آرام گيرد. به همين دليل است كه يك ارامگاه بيشتر وجود ندارد و آن آغوش خداوند است. الا بذكر الله تطمئن القلوب. ….. يك حقيقت بزرگ وجود دارد و آن اينكه ما با خداوند درگيريم. او ما را رها نمي كند. به هر طرف رو كنيم او در آنجا هست. او نه تنها ما را مي بيند كه با ما مهر مي ورزد، بر ما خشم مي گيرد دعاي ما را مي شنود تو به ما را مي پذيرد به ما امر و نهي مي كندبراي ما پيامبر مي فرستد به ما روزي مي دهد ……. يعني به هيچ وجه ما را به حال خود نمي گذارد. بلي اين جهان چشمان بيدار و بينايي دارد اما اين چشمها از آن خداوند مهربان است نه از آن يك شيطان شرير. رابطه با چنين خداوندي آرامش آور است. …….. شما تصور كنيد موجودي كه همه رازها بر او مكشوف است موجودي كه همه قدرتها در دست اوست و هر كاري بخواهد مي تواند بكند، موجودي كه همه انسانها در برابر او عاجز و خاضع اندو او همه دانستني ها را مي داند، چنين موجودي اگر مهربان نباشد چقدر هولناك خواهد بود…… تنها چيزي كه موجودي چنين محتشم و مقتدر را دوست داشتني و قابل همسخني و همزباني مي كند و همنشيني با او را لذت بخش مي سازد اين اطمينان است كه چنين خدايي با آن همه قدرتها مهربان نيز هست و آن همه دانايي و توانايي مصروف بدخواهي نخواهد شد.بلكه او نيكخواه آدميان است… او به مقتضاي ذاتش مهربان است و با همين مهرباني است كه دلربايي مي كند…….. هيچكس از او محجوب نيست و هيچ جا از او خالي نيست. هر جايي كه بنده اي هست خداي آن بنده نيز آنجا حاضر است و هرجايي كه دعايي و سخني در دل مي جوشد گوش شنونده اي هم هست. انسانها در هر جا و در هر وضعيتي كه باشند مي توانند خودشان با خداوند سخن بگويند. انحصاري در كار نيست كه اين گفتگو فقط از آن كسان خاصي باشد……. توبه نيز از جنس دعاست. توبه از يك سو عصيان آدمي در برابر وجود خويش است و از وسي ديگر گشودن باب بسته اي است كه بين بنده و خدا پديد آمده است. چقدر اين دنيا تنگ و تلخ بود اگر راه توبه باز نبود و يا آدمي چنان ساخته نشده بود كه دفتر هستي خود را از نو بنويسد.گناهان هر اندازه بزرگ و انبوه باشند راه بازگشت را نمي بندند.هستي انسان قابل احياست. عفو خدا از هر گناه متصوري فراختر است. . ولي نكته اين است كه آدمي اهل تسويف نباشد و همين كه به پليدي آگاهي يافت بلافاصله در پي تطهير برآيد. و الا تسويف يعني فردا و فردا كردن آدم را اهل دوزخ مي كند. آن كساني كه پس از گناه دچار ندامت شده اند و راه بازگشت مي جويند خداوند نه تنها از آنان رنجيده نيست بلكه از اين بازگشت استقبال مي كند و جامه كرامت ويژه اي بر تن اين تائبان مي پوشاند. گاه همين گناهان آدميان را به خدا نزديكتر مي كند. البته اين مجوزي براي گناه كردن نيست. همه اين حرفها به مرحله پس از ارتكاب گناه تعلق دارد. آدميان در اين جهان مبرا از گناه نيستند و خدايي كه اين بندگان را آفريده است از اين معنا كاملا آگاه است.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید