تکنيک رابطه موثر

يكي از ويژگيهاي عالمان توانايي آنها در طبقه بندي است. هر چقدر شما بتوانيد طبقه بندي دقيقتري از موضوعات،‌ انسانها و اشيا پيرامون خود ارائه بدهيد نشانگر اين است كه توجه بيشتري به شباهتها و تفاوتهاي بين آنها كرده‌ايد و اين كار يكي از ويژگيهاي علم و عالم است. خيلي وقت پيش كتابي از آقاي م.حورايي خواندم به نام صميميت و نفوذ در 10 دقيقه. با اينكه بعضي ها معتقدند انسانها بسيار پيچيده تر از آنند كه اينقدر فرموله شده باشند كه بتوان در 10 دقيقه در آنها نفوذ كرد، اما من معتقدم ما براي هر چيزي بايد فن اش را بياموزيم و تمام سعي مان را بكار بگيريم. به همه امور بايد نگاه تحصصي داشته باشيم و خودمان را نيازمند يادگرفتن بدانيم. بخصوص در روابط اجتماعي. بگذاريد قبل از اينكه به دسته بندي آقاي حورايي اشاره كنم به يك مشكل اجتماعي در جامعه خودمان اشاره كنم. ببينيد ما براي اكثر اموري كه فكر مي كنيم مهم هستند آموزشگاه داريم. مثلا اگر بخواهيم رانندگي ياد بگيريم، به آموزشگاه‌اش مراجعه مي كنيم و پس از شركت در امتحان گواهينامه مي‌گيريم. مي خواهيم آشپزي، مكانيكي،‌كامپيوتر و و و و و ياد بگيريم به آموزشگاه مربوطه مراجعه مي كنيم. خب حالا چه كسي متولي آموزش همسرداري (طرز رفتار با شوهر يا بانو) است؟ اگر قرار باشد امتحاني از همه زن و شوهرها گرفته شود گمان مي كنيد چند نفر موفق بشوند گواهينامه اش را دريافت كنند. اگر جامعه اي متعادل باشد و بين نسلهاي آنان تفاوت و تعارض ارزشي و فرهنگي وجود نداشته باشد، خانواده محل خوبي براي جامعه پذيري در اين زمينه است ولي در جامعه اي كه شكاف فرهنگي بين نسلها در آن بارز است و كمتر فرزنداني هستند كه پدر و مادرهايشان را قبول داشته باشند، نوجوانان و جوانان آيين همسرداري و و و و و را از كجا ياد مي گيرند؟

آقاي حورائي در كتابشان آدمها را به سه دسته تقسيم كرده اند،‌ سمعي،‌ بصري و لمسي كه هر كدام شخصيت متفاوتي دارند. او مي گويد ما براي برقراري ارتباط موثر با آدمها بايد بتوانيم طبقه اي را كه متناسب با آنان است كشف كنيم و بفعهميم آنها سمعي هستند يا بصري يا لمسي. او براي بيان تفاوت آدمهاي اين سه دسته مثالي مي زند و مي گويد اگر آدمهاي اين سه دسته بزاي گردش به طبيعت بروند و پس از گردش بخواهند گزارشي از گردش خود ارائه بدهند

۱- آنكه سمعي است به شنيده ها اهميت بيشتري مي دهد و مي گويد محيط بسيار آرام و دلپذيري بود. از سر و صداي شهر دور شده بوديم و صداي شرشر آب و آواز پرندگان بسيار دلنشين بود

۲- آنكه بصري است مي گويد چه طبيعت زيبايي، آدم مسحور زيبايي گلها،‌ سرسبزي درختان، و قشنگي مناظر مي شود. واقعا ديدني بود

۳- آنكه لمسي است مي گويد چه هواي تميزي و پاكي، وقتي نسيم خنك آنجا پوستت را نوازش مي دهد تمام روح ات تازه مي شود. دلت مي خواهد ساعتها پاهايت را توي آب خنك چشمه بگذاري يا پابرهنه روي چمنهاي لطيف راه بروي.

آقاي حورايي بعدش اضافه مي كند شما براي برقراري ارتباط موثر و مفيد با ديگران هم بايد خودت را از اين حيث خوب بشناسي و هم ديگران را. بايد با آدمي كه لمسي است به شيوه خودش رفتار كني. مثلا اگر قرار است برايش يك شاخه گل هديه بدهي، محو زيبايي گلها نشوي و حتما به عطر و بوي آنها توجه كني. يا براي يك آدم سمعي شايد يك نوار كاست بهتر و جذابتر از يك كارت تبريك بسيار ديدني باشد. البته اين را هم يادآوري كرده است كه آدمها مطلقا سمعي يا بصري يا لمسي نيستند. آنها تركيبي از اين سه هستند ولي در بسياري از آنان يكي از اين سه ويژگي بر ديگري غلبه دارد.

من در عين حال كه فكر مي كنم علاوه بر تاكيد بر حس بينايي (بصري)،‌ شنوايي (سمعي) و بساوايي (لمسي) مي توان با تكيه بر ساير حواس نيز دسته بندي تفصيلي تري و در عين حال دقيقتري از آدمها ارائه داد ولي به همين دسته بندي بسنده كرده و به نكته مهم ديگري اشاره مي كنم. اگر شما موفق بشويد كه جاي خود و اطرافيانتان را در اين دسته بندي مشخص نماييد تحول مهمي در زندگي تان اتفاق مي افتد. آنوقت ديگر ناراحت نمي شويد كه چرا خواهر، برادر، دوست يا همسرتان شما را دوست ندارد يا تحويلتان نمي گيرد. چون به راحتي مي توانيد تشخيص بدهيد که آنها از لحاظ تيپ شخصيتي با شما تفاوت دارند و چون خود متوجه اين تفاوتها نيستند به زبان تيپ شخصيتي خودشان با شما رفتار مي كنند. و اتفاقا بر اين باورند كه خيلي نسبت به شما محبت دارند و اين شما هستيد كه قدر نشناس هستيد!!! و به نظر من هم حق با آنهاست. هر كس داناتر است وظيفه بيشتري دارد كه از اطرافيانش رمزگشايي كند. اگر ما بتوانيم نگاه مان را با اين دسته بندي تطبيق دهيم آنوقت همه انسانهاي پيرامون خود را مهربان و دوست داشتني مي يابيم و محبت ما نسبت به آنان دوچندان مي شود. راستي شما سمعي هستيد يا بصري يا لمسي؟ اطرافيان شما چطور؟ بازهم مثل هميشه دوستتان دارم.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید