جنگ جهاني فوتبال

ورزشها را مي توان به دو دسته تقسيم كرد. اول مي خواستم بنويسم ورزشهايي كه در آنها برد و باخت وجود دارد و ورزشهايي كه در آنها برد و باخت وجود ندارد. براي اولي مي خواستم فوتبال را مثال بزنم و براي دومي كوهنوردي. ولي حالا فكر مي كنم در همه ورزشها برد و باخت وجود دارد. پس بهتر است يك جور ديگر دسته بندي كنيم. ورزشهايي كه در آنها برنده و بازنده هر دو انسان هستند (مثل فوتبال و واليبال و و و و ) و ورزشهايي كه در آنها يا برنده يا بازنده انسان نيست مثل كوهنوردي و گاوبازي. تعجب نكنيد احساسي كه در هنگام فتح يك قله يا حتي تپه به آدم دست مي دهد هم نوعي احساس غلبه و پيروزي است. منتهي هرچقدر افراد كمتري آن قله را فتح كرده باشند يا ارتفاع آن بلندتر يا صعب‌العبورتر باشد احساس پيروزي آدم عميق‌تر است.
ورزشهاي دسته نخست (برنده يا بازنده انسان) را مي توان باز هم دسته بندي كرد: ورزشهاي رقابتي (غير جنگي) و ورزشهاي ستيزه جويانه (جنگي). در ورزش رقابتي هر يك از طرفين تمام سعي خودش را براي پيروزي خود (شكست رقيب) بكار مي گيرد بي آنكه مانعي براي پيروزي طرف مقابل ايجاد كند. مثل دوي ميداني. هر كسي با تمام سرعت مي دود بي آنكه مانعي براي ديگري ايجاد كند. ورزشهاي ستيزه جويانه ورزشهايي هستند كه در آنها طرفين علاوه بر تلاش براي پيروزي، اقدام به مانع تراشي براي طرف مقابل مي كنند. مثل فوتبال و واليبال و كشتي و بوكس (مشت زني). از نام بردن اين دوتاي آخر قصد خاصي داشتم. مي خواهم بگويم همين ورزشهاي ستيزه جويانه هم از حيث درجات خشونتي كه آميخته با فرآيند مانع تراشي است حداقل به سه دسته قابل تقسيم است. ورزشهاي ستيزه جويانه بسيار خشن (مثل بوكس). ورزشهاي ستيزه جويانه‌اي كه خشونت در آنها متوسط است مثل كاراته و كشتي. ورزشهاي ستيزه جويانه اي كه در انها خشونت در آنها در كمترين حد است مثل فوتبال و واليبال. ناگفته نماند تقسيم بندي سه درجه اي اشكالات زيادي دارد چون باعث مي شود بسياري از تمايزات ظريف ناديده بماند وگرنه كيست كه نداند شطرنج با آنكه ستيزه جويانه است ولي ميزان خشونت در آن به صفر ميل مي كند مگر شطرج دوران كودكي كه با خشم و غضب سرباز و وزير و فيل طرف مقابل را از صحنه بيرون مي كنيم!!!). حال يك مسابقه ورزشي ستيزه جويانه و خشن را در نظر بگيريد كه به صورت تيمي بويژه در سطح ملي انجام مي شود (مثلا فوتبال). آيا صحنه اين مسابقه به جنگ شبيه نيست؟ يك جنگ دوست داشتني. جنگي كه كسي در آن نمي ميرد. خوني بر زمين ريخته نمي شود. جنگي كه در آن ملتهاي برنده و بازنده همانقدر احساس غرور يا شكست مي كنند كه در زمانهاي قديم پس از نبردهاي خونين چندساله. با اين تفاوت كه اگر در جنگ جهاني!!! فوتبال 2002 بازنده شد مي تواند به پيروزي در جنگ جهاني فوتبال 2006 يا جنگهاي محلي (قاره اي يا منطقه اي) فوتبال اميدوار باشد. يا به ساير رشته‌ها (بخوانيد جنگها) روي بياورد و به پيروزي در آنها اميدوار باشد. القصه اين دسته از ورزشها كاركرد مهم شان اين است كه جانشين جنگهاي خونين شده‌اند.
بگذاريد يك نتيجه گيري مهم ديگر هم بكنم. من فكر مي كنم كه آدمها و ملتها را مي توان بر حسب ورزشهاي مورد علاقه شان و ميزان ستيزه جويي و خشونت توام با آن ورزشها بيشتر شناخت. راستي شما در كدام رشته ورزشي فعاليت می کنيد؟ کدامها را بيشتر را دوست داريد؟

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید