حق ناراحت شدن

بر این باورم که یکی ازمهمترین حقوق آدمی حق ناراحت شدن و غصه خوردن است. ما حق داریم ناراحت بشویمو غصه بخوریم بی آنکه کسی به خودش اجازه بدهد در آن دخالتی بکند. من بر این عقیده ام که دخالت دیگران پیش و بیش از آنکه بخاطر دوست داشتن ما باشد بخاطر آن است که خودشان را دوست دارند. وقتی که ما ناراحت هستیم، آنها ناراحت می شوند چون آنها خودشان را دوست دارند و دوست دارند شاد باشند یا لااقل بدشان می آید ناراحت باشند. البته این حالت آنها غالبا ناخودآگاه است. با اینحال چه خودآگاه باشد و چه ناخودآگاه، آنها هم حق دارند بخواهند ناراحت نباشند یا خوشحال باشند. خب حالا شرایطی را تصور کنید که ما و آنها در یک گروه زندگی می کنیم حق ناراحت شدن ما با حق خوشحال شدن آنها در تعارض باشد! در اینجور مواقع چه باید کرد؟ تازه این که چیزی نیست. چون این مدل حق داشتن به معنای اجازه داشتن است. اگر حق به معنای طلب داشتن باشد و به موجب آن طرف مقابل تان مکلّف به انجام کاری بشود، در هنگام تعارض یا تقابل حقوق ما با حقوق دیگران چه کار باید بکنیم؟

من نمی خواهم نسخه ای تجویز کنم ولی اعتقاد دارم رفتار ما در چنین مواقعی (نه تنها در مورد این حق بلکه در مورد تمامی حقوق) به دو عامل مهم بستگی دارد نخست درجه وارستگی اخلاقی، وارستگی کمک می کند از حق خودمان چشم پوشی کنیم. این عامل خود بستگی به تقیدات دینی و نوع دینداری (مناسکی یا غیرمناسکی) سطح اگاهی (نه لزوما سواد و مدرک) و همچنین خودشناسی افراد دارد. عاملدوم میزان خلاقیت.یا نبوغ است که کمک می کند حق ما برآورده شود بی آنکه تکلیفی بر دوش دیگری گذاشته شود! می دانم نمی پرسید چه جوری! نبوغ یعنی همین دیگه.دو عاملی که من نام بردم عوامل نزدیک به این معلول هستند. عوامل دور متعددی می توان پیدا کرد که مکانیسم تاثیرگذاری آنها خواه ناخواه از طریق این دو است.

بر این باورم که یکی ازمهمترین حقوق آدمی حق ناراحت شدن و غصه خوردن است. ما حق داریم ناراحت بشویمو غصه بخوریم بی آنکه کسی به خودش اجازه بدهد در آن دخالتی بکند. من بر این عقیده ام که دخالت دیگران پیش و بیش از آنکه بخاطر دوست داشتن ما باشد بخاطر آن است که خودشان را دوست دارند. وقتی که ما ناراحت هستیم، آنها ناراحت می شوند چون آنها خودشان را دوست دارند و دوست دارند شاد باشند یا لااقل بدشان می آید ناراحت باشند. البته این حالت : آنها غالبا ناخودآگاه است. با اینحال چه خودآگاه باشد و چه ناخودآگاه، آنها هم حق دارند بخواهند ناراحت نباشند یا خوشحال باشند. خب حالا شرایطی را تصور کنید که ما و آنها در یک گروه زندگی می کنیم حق ناراحت شدن ما با حق خوشحال شدن آنها در تعارض باشد! در اینجور مواقع چه باید کرد؟ تازه این که چیزی نیست. چون این مدل حق داشتن به معنای اجازه داشتن است. اگر حق به معنای طلب داشتن باشد و به موجب آن طرف مقابل تان مکلّف به انجام کاری بشود، در هنگام تعارض یا تقابل حقوق ما با حقوق دیگران چه کار باید بکنیم؟

من نمی خواهم نسخه ای تجویز کنم ولی اعتقاد دارم رفتار ما در چنین مواقعی (نه تنها در مورد این حق بلکه در مورد تمامی حقوق) به دو عامل مهم بستگی دارد نخست درجه وارستگی اخلاقی، وارستگی کمک می کند از حق خودمان چشم پوشی کنیم. این عامل خود بستگی به تقیدات دینی و نوع دینداری (مناسکی یا غیرمناسکی) سطح اگاهی (نه لزوما سواد و مدرک) و همچنین خودشناسی افراد دارد. عاملدوم میزان خلاقیت.یا نبوغ است که کمک می کند حق ما برآورده شود بی آنکه تکلیفی بر دوش دیگری گذاشته شود! می دانم نمی پرسید چه جوری! نبوغ یعنی همین دیگه.دو عاملی که من نام بردم عوامل نزدیک به این معلول هستند. عوامل دور متعددی می توان پیدا کرد که مکانیسم تاثیرگذاری آنها خواه ناخواه از طریق این دو است.

پ.ن: بخش مهمی از دوستانی که من خیلی دوستشان دارم همانهایی هستند که می توانم این مدل تصورات و تفکراتم را با آنها در میان بذارم یا با من در میان بگذارند.

اشتراک گذاری:

2 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • چه جالب من همیشه فکر میکردم خیلی بدجنسم که وقتی دوستم باهام دردو دل میکنه یا از مسئله ای ناراحته بهش میگم که خوب بابا این همه شاد بودی اصلن دو روز هم غصه بخوریم مگه چی میشه:دی
    ولی خوب دیگران حق دارن ناراحت باشن حق ندارن توی ناراحتیاشون بقیه رو هم آزار و اونایی که ناراحت نیستن هم حق ندارن بزور بدون درکِ اون فردِ ناراحت انتظار داشته باشن که طرف فوری خوشحال بشه .چی گفتم خودمم نفهمیدم:دی

  • جالب بود. منم هر وقت از بچگی دخترم مانی ناراحت بود بهش می گفتم میتونی بری اتاقت گریه کنی به خاطر ناراحتیت واونم می رفت این کارو انجام میداد و بعد یه مدت میومد بیرون ومیگفت مامان حالم بهتره ا لا ن.. خودمم همین کارو انجام میدم. ولی خوب باهمه این تفاسیر اصلا همچین تجویزی برای همسرم انجام نمی دم بهیچوجه. اینم از خودخواهیمون هستش که باید رفعش کنیم..

دیدگاهتان را بنویسید