مصائب مسيح

بعضي چيزها هست كه نمي توانيم از كنارشان بي تفاوت بگذريم. يعني اصلا نمي گذارند كه بي تفاوت باشيم. من با اينكه الان چهار روز است كه فيلم مصائب مسيح را تمشا كرده ام ولي همچنان ذهنم را به خودش مشغول كرده است. فيلمهاي اثرگذار اينجوري هستند. يقه آدم را مي چسبند و رها نمي كنند. كاش مي شد كه اين فيلم را بر پرده عريض سينما مي ديدم. چون در اون حالت احساس مي كردم بيشتر مي شد در مصائب مسيح شريك بود تا روبروي تلويزيون. آشنايي با رنجهاي آدمهاي بزرگ و كيفيت زندگي آنها بسيار بسيار آموزنده است. گويي آنها دوباره زنده شده اند و دارند با تو حرف مي زنند. هنرمندان از اين حيث دين بزرگي بر گردن ما دارند. اگرچه عده اي معتقدند فيلم مصائب مسيح گرايشات ضد يهود را نشان مي دهد. اما من معتقدم آنهايي كه مسيح را مصلوب كردند يهود نبودند يهودنما بودند. اصلا امكان ندارد پيروان واقعي يك پيامبر ديگر اين قدر درنده خو و حيوان صفت باشند. به نظر من آنها از مرز انسانيت خازج شده بودند. به نظر من واكنش روحانيت فعلي يهود نسبت به اين فيلم و عدم ممانعت از نمايش آن بسيار بسيار تيزبينانه و انديشمندانه است.
اين فيلم را حتما تماشا كنيد. منتهي حتما خودتان را براي درد كشيدن آماده كنيد. لطافت نگاه حضرت مسيح به انسانهاي پيرامونش بسيار بسيار جذاب است. من در اين فيلم عظمت نگاه پيامبرانه مسيح را با تمام وجودم لمس كردم آن هم درست در لحظه اي كه از سنگدلي آن چند يهودنما به تنگ آمده بودم و دلم ميخواست يكي بيايد و همه آنها را لت و پار كند، ديدم مسيح رو به خداوند كرد و گفت: پدر اينها (شكنجه گران) را ببخش،‌ چون نمي دانند!!! من حس آن لحظه ام را هيچوقت نمي توانم بيان كنم.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید