هديه ازواج

ما شنبه ها كه در پژوهشكده محل كارمان جمع مي شويم قرار گذاشته ايم كه هر هفته يك نفر ميزبان ناهار بقيه باشد. بطور متوسط دو تا سه ماه طول مي كشد كه دور نوبت كامل بشود. هفته پيش بخاطر اتفاق قشنگي كه براي يكي از دوستان مون افتاده بود (ازدواج) ناهار ويژه داشتيم. ناهار شنبه ها فقط كاركرد غذايي ندارد. كاركردهاي اجتماعي اش هم قابل توجه است. حين خوردن ناهار تصميم گرفتيم كه هر كس يكي از تجربيات خودش رو توي جمع مطرح كنه. اين هم تجربه من:
1- اگر ما در رفتار روزانه خودمون دقت كنيم بسياري از رفتارهايمان بر حسب عادت انجام مي شوند. البته هر كدام از رفتارهاي عادتي الآن زماني كه براي اولين بار مي خواستند انجام بشوند مبتني بر يك تصميم حداقل تا حدي) سنجيده بوده اند. مثلا وقتي با رئيس يا معاون يا استاد يا همسايه مان مواجه مي شويم طبق مدلي كه قبلا دروني كرده ايم رفتار مي كنيم و چون اين رفتارها مسبوق به تجربيات گذشته است خيلي با مشكل مواجه نمي شويم. ما معمولا متناسب با نقش رياست، معاونت، استاد و همسايه رفتار مي كنيم.
2- همه ما بايد يادمان باشد وقتي با نقش جديدي وارد تعامل مي شويم حتما بايد تا مدتها مقتضيات نقش جديد رو به ياد داشته باشيم و متناسب با آن رفتار كنيم. اين همان نكته اي است كه خيلي ها به آن توجه نمي كنند و تا مدتها چوب بي توجهي خودشون رو مي خورند. به دوستم گفتم شما هروقت منزل پدرخانم خودتان مي رويد حتما بايد به سوالات مختلفي كه ممكن است از شما پرسيده شود فكر كنيد و از قبل به جوابهايي كه خواهيد داد و تفسيرهايي كه آنها از جواب شما خواهند داشت فكر كنيد. اين كار خيلي دشوار است ولي همه ما در محيطهاي جديد بايد اين كار را انجام بدهيم. ما اكثرا اين كار را انجام نمي دهيم. اغلب في البداهه عمل مي كنيم در حاليكه تعدادي از آدمها كه ما برايشان اهميت داريم رفتار ما را زير ذره بين مي گذارند. آنها از قبل به نوع سوالات و پاسخهاي احتمالي ما فكر مي كنند و رفتار و حركات ما را تحليل محتوا مي كنند. ما خيلي زود همه چيز را قاطي مي كنيم. اساسا نقش ها را رعايت نمي كنيم. بعضي ها كه همه آدمها رو به دو دسته دوست و دشمن تقسيم مي كنند، انگار توي اين دنياي بزرگ به غير از اين دو نقش هيچ نقش ديگري وجود ندارد. آنوقت دو نوع رفتار بيشتر وجود ندارد. يا دوستت دارم يا ازت متنفرم!!! اينها از طرف مقابل هم انتظار دارند كه اينگونه رفتار كنند. غافل از اينكه جهان پيرامون ما آكنده از نقشهاي گوناگون است و نسنجيده رفتار كردن زندگي را به كام همه ما تلخ مي كند.
3- يه توصيه ديگه من هم مربوط به شيوه محبت كردن به همسر بود. به اش گفتم كه مردها اكثرا دوست دارند كار هاي بزرگ (كه به نظز خودشان در شان آنها باشد) براي همسرانشان انجام بدهند. آنها به اتفاقات كوچكي كه مي توانند در زندگي شان اهميت خيلي زياد داشته باشد توجه نمي كنند. بر عكس خانمها به اين نكات ريز توجه زيادي مي كنند. گفتم ما بايد از هر فرصت كوچكي براي ابراز محبت و دوستي به طرف مقابل خودمون (چه دوست چه همسر چه برادر چه مادر و و و ) استفاده كنيم. مثلا چه اشكالي دارد وقتي در جايي به ما شكلات يا شيريني تعارف مي كنند به جاي يكي دو تا برداريم و وقتي به خانه رسيديم به همسرمان بگوييم اين دو تا شكلات رو توي فلانجا به من تعارف كرده اند و من تا الآن به هر جان كندني!!! بود صبر كردم و نخوردم تا با هم بخوريمش. كم كم اين رفتار را چنان بايد در خودمون دروني بكنيم تا واقعا اين احساس از عمق قلب به ما دست بدهد. بايد اين رفتار را به عادت تبديل كنيم. منتهي تنوع را در آن حفظ كنيم. ما براي ابراز محبت و دوستي مان به ديگران نبايد اسير معياهاي مرسوم بشويم. بايد كاري كنيم كه سايرين هم بفهمند ما چقدر همديگر رو دوست داريم. هميشه يادمان باشد در اينجور زمينه ها نمي توان يك فرمول كلي ارائه داد. هر انسان جهاني منحصر بفرد است.
4- يكي ديگر از دوستان هم توصيه بجايي كرد. گفت هميشه از شوخي در باره زن دوم خودداري كن. حتي اگر ديگران هم در اين زمينه صحبتي كردند از خنده و گفتگو در باره آن حتي به قصد سر به سر گذاشتن پرهيز كن. چون يكي از نگرانيهاي مهم همسران نگاه ما نسبت به ازدواج دوم است. اين جور شوخي ها در كنار يك اتفاق ناخواسته ديگر ممكن است سوء تفاهم زيادي را موجب شود كه تا مدتها برطرف نشود.
5- يك نفر ديگر از دوستان عزيز به نكته خوبي اشاره كرد و گفت بعضي از زن و شوهرهاي جوان به حساب آنكه مي خواهند صداقت را رعايت كنند تمام اتفاقاتي را كه در دوران نوجواني و جواني شان افتاده است (از قبيل دوستي ها و مراودات و خواستگاريها و و و ) براي همديگر تعريف مي كنند اين اطلاعات مي تواند در كنار بعضي اتفاقات ناخواسته ديگر موجب سوء تفاهم بشود.
6- توصيه يكي ديگر از دوستان هم اين بود كه يادت باشد قرار نيست خانم شما مثل شما بيانديشد. شما هم بايد تغيير كنيد. و كلا اين نكته را به ياد داشته باشيد آدمها بايد بر روي تمايزاتشان هم توافق كنند.
7- من دو توصيه ديگر هم به دوستم گفتم. به اش گفتم 1- با خانم ات قرار بذار كه هر وقت يكي از شما از ديگري دلخور شد و گلايه يا دعوا كرد، طرف مقابل تا 24 ساعت مقابله به مثل نكند. 2- هروقت در مورد رفتار طرف مقابل خودمان دچار ترديد شديم منظور او را سوال كنيم و توافق كنيم كه منظور هر رفتار را صاحب آن رفتار بهتر مي داند و اگر توضيح داد همان را قبول كنيم.
راستي شما چه توصيه اي داريد؟

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید