پيانيست

آيا تا به حال برايتان اتفاق افتاده است كه فعاليتهايي را كه سالها پيش انجام داده ايد،‌يكبار ديگر به مناسبتي انجام دهيد و حس و حال تازه‌اي را تجربه كنيد. مثلا شعر باز باران با ترانه كتاب فارسي چندم ابتدايي را از نو بخوانيد و حال ديگري به شما دست بدهد. يا كتاب كوچكي كه معلم دبستان به شما هديه داده است از نو ورق بزنيد و كشفيات جديدي به شما دست بدهد. از نو به چهره مادر، خواهر، همسر يا فرزند يا حتي خودتان نگاه كنيد و نكات جديدي را در آن بيابيد. مطئنم كه براي بسياري از شماها اين اتفاق افتاده است. اين حس و حال تازه و درك جديد اين روزها مرا ترغيب كرده است كه بعضي تكرارها برايم بسيار لذت بخش باشد. گويي اصلا تكراري وجود ندارد.
نمونه اش تماشاي فيلم پيانيست رومن پولانسكي است. اين فيلم كه شرح جانگداز مصائب قوم يهود به دست آلمانها در جنگ جهاني دوم است بسيار سوزناك و آموزنده بود. مخصوصا براي مني كه هنوز دو هفته نيست كه مصائب مسيح را تماشا كرده ام. انگار تمام بلاهايي كه آنجا يهود بر سر مسيح آوردند در اينجا نازيها بر سر يهود مي آورند. منتهي با عمق و شدتي چند برابر و نيز با اين تفاوت كه در آنجا يك نفر (مسيح) به جرم عقيده اش مجازات مي شد و در اينجا يك قوم (يهود) بخاطر خون و نژاد. به نظر من تحمل مجازات بخاطر عقيده بسيار راحت‌تر از تحمل مجازات بخاطر قوميت است. چرا نبايد آدمها را بخاطر چيزي كه در انتخابش هيچ اختياري نداشته اند مجازات كرد حال ممنوعيت تفتيش عقايد به كنار. علت تاثير عميق فيلم بر بيننده همذات پنداري ما با نقش اول فيلم كه يك هنرمند پيانيست جوان است مي باشد. به نظر من با هيچ وسيله هنري ديگري نمي شد اوج مظلوميت قوم يهود را در جنگ جهاني دوم با اين شدت و عمقي كه در پيانيست مشاهده مي شود نشان داد. پيانيست را تماشا كنيد تا از جنگ براي هميشه متنفر شويد. فعلا دارم فكر مي كنم يعني ممكن است سربازان اسرائيلي هم اين فيلم را تماشا كرده باشند؟!!!

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید